مرتضی مطهری

این وبلاگ با هدف شناخت اندیشه استاد شهید مرتضی مطهری و آثار ایشان ساخته شده است .

مرتضی مطهری

این وبلاگ با هدف شناخت اندیشه استاد شهید مرتضی مطهری و آثار ایشان ساخته شده است .

مرتضی مطهری

روز معلم یادآور خاطره شخصیتی است که برای دیروز و امروز و فردای کشور معلمی بزرگ و الگویی شایسته در علم و تقوا بود. او متفکری دین‌شناس، مؤمن، بااخلاص و پُرکار بود که پیوند حوزه و دانشگاه را در عمل برقرار نمود. او بازویی فکری و یاوری انقلابی برای ولی فقیه زمان خود در شرایط حساس انقلاب و اسوه پایداری، بصیرت، و مبارزه با التقاط و مکاتب انحرافی بود. استاد شهید مرتضی مطهری همه این ویژگی‌ها را در مجموعه اندیشه‌های، به تعبیر امام راحل ره، برخاسته از طهارت روح و قوت ایمان و بی‌استثناء خوب، متبلور ساخت و محور همگرایی اندیشمندان گردید.

پیوندهای روزانه

۸ مطلب با موضوع «از کتاب جاذبه و دافعه شهید مطهری» ثبت شده است

نفاق دو رو دارد: یک رو ظاهر که اسلام است و مسلمانی و یک رو باطن که کفر است و شیطنت، و درک آن برای توده‌ها و مردم عادی بسیار دشوار و گاهی غیر ممکن است و لذا مبارزه با نفاق‌ها غالباً به شکست برخورده است زیرا توده‌ها شعاع درکشان از سرحد ظاهر نمی‌گذرد و نهفته را روشن نمی‌سازد و آن قدر برد ندارد که تا اعماق باطن‌ها نفوذ کند. در طول تاریخ اسلامی می‌بینیم هر وقت مصلحی به خاطر مردم و اصلاح وضع اجتماعی و دینی آنان قیام کرده است.و منافع سودجویان و بی داد گران به مخاطره افتاده است، آن‌ها بلافاصله لباس قدس پوشیده اند و به تقوا و دین تظاهر کرده اند. امیر المؤمنین (ع) در نامه ای که برای محمد بن ابی بکر نوشت می‌گوید: پیغمبر به من گفت: من بر امتم  از مؤمن و مشرک نمی‌ترم، زیرا مؤمن را خداوند به سبب ایمانش باز می‌دارد و مشرک را به خاطر شرکش خوار می‌کند، و لکن بر شما از هر منافق دلِ دانا زبان می‌ترسم که آن چه را می‌پسندید می‌گوید و آن چه را ناشایسته می‌دانید می‌کند.
۳ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۶ خرداد ۹۳ ، ۱۴:۲۵
shahr121

از بزرگترین امتیازات شیعه بر سایر مذاهب این است که پایه و زیربنای‏ اصلی آن محبت است . از زمان شخص نبی اکرم که این مذهب پایه گذاری شده‏ است زمزمه محبت و دوستی بوده است . آنجا که در سخن رسول اکرم جمله‏ « علی و شیعته هم الفائزون » را می‏شنویم ، گروهی را در گرد علی‏ می‏بینیم که شیفته او و گرم او و مجذوب او می‏باشند . از اینرو تشیع مذهب‏ عشق و شیفتگی است . تولای آن حضرت مکتب عشق و محبت است . عنصر محبت‏ در تشیع دخالت تام دارد . تاریخ تشیع با نام یک سلسله از شیفتگان و شیدایان و جانبازان سر از پا نشناخته توأم است .علی همان کسی است که در عین اینکه بر افرادی حد الهی جاری می‏ساخت و آنها را تازیانه می‏زد و احیانا طبق مقررات شرعی دست یکی از آنها را می‏برید بازهم از او رو بر نمی‌تافتند و از محبتشان چیزی کاسته نمی‏شد . او خود می‏فرماید : « لو ضربت خیشوم المؤمن بسیفی هذا علی ان یبغضنی ما ابغضنی ، ولو صببت الدنیا بجماتها علی المنافق علی ان یحبنی ما أحبنی ، و ذلک انه‏ قضی فانقضی علی لسان النبی الامی انه قال : یا علی لا یبغضک مؤمن ، و لا یحبک منافق »

" اگر با این شمشیرم بینی مؤمن را بزنم که با من دشمن شود ، هرگز دشمنی نخواهد کرد و اگر همه دنیا را بر سر منافق بریزم که مرا دوست‏ بدارد هرگز مرا دوست نخواهد داشت ، زیرا که این گذشته و بر زبان پیغمبر امی جاری گشته که گفت : یا علی ! مؤمن تو را دشمن ندارد و منافق تو را دوست نمی‌دارد " 

علی مقیاس و میزانی است برای سنجش فطرتها و سرشتها . آنکه فطرتی‏ سالم و سرشتی پاک دارد از وی نمی‏رنجد ولو اینکه شمشیرش بر او فرود آید . و آنکه فطرتی آلوده دارد به او علاقمند نگردد ولو اینکه احسانش کند ، چون علی جز تجسم حقیقت چیزی نیست.
۰ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۵ خرداد ۹۳ ، ۲۲:۰۸
shahr121

علی علیه السلام پیش از آنکه امام عادل برای دیگران باشد و درباره‏ دیگران به عدل رفتار کند ، خود شخصا موجودی متعادل و متوازن بود . کمالات‏ انسانیت را باهم جمع کرده بود . هم اندیشه‏ای عمیق و دور رس داشت و هم‏ عواطفی رقیق و سرشار . کمال جسم و کمال روح را توأم داشت . شب ، هنگام‏ عبادت از ماسوی می‏برید و روز ، در متن اجتماع فعالیت می‏کرد . روزها چشم‏ انسانها مواسات و از خود گذشتگیهای او را می‏دید و گوشهایشان پند و اندرزها و گفتارهای حکیمانه اش را می‏شنید و شب چشم ستارگان اشکهای‏ عابدانه‏اش را می‏دید و گوش آسمان مناجاتهای عاشقانه‏اش را می‏شنید . هم‏ مفتی بود و هم حکیم . هم عارف بود و هم رهبر اجتماعی . هم زاهد بود و هم‏ سرباز . هم قاضی بود و هم کارگر . هم خطیب بود و هم نویسنده . بالاخره به‏ تمام معنی یک انسان کامل بود با همه زیبائیهایش . ([جاذبه و دافعه علی (ع) ص12]

۰ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۶ خرداد ۹۳ ، ۲۱:۲۹
shahr121

مشکلترین مبارزه‌ها مبارزه با نفاق است که مبارزه با زیرکهایی است که احمقها را وسیله قرار می‌دهند. این پیکار از پیکار با کفر به مراتب مشکلتر است زیرا در جنگ با کفر، مبارزه با یک جریان مکشوف و ظاهر و بی‌پرده است و اما مبارزه با نفاق، در حقیقت مبارزه با کفر مستور است. نفاق دو رو دارد: یک رو ظاهر که اسلام است و مسلمانی و یک رو باطن که کفر است و شیطنت، و درک آن برای توده‌ها و مردم عادی بسیار دشوار و گاهی غیر ممکن است و لذا مبارزه با نفاقها غالباً به شکست برخورده است زیرا توده‌ها شعاع درکشان از سرحد ظاهر نمی‌گذرد و نهفته را روشن نمی‌سازد و آنقدر بُرد ندارد که تا اعماق باطنها نفوذ کند.

امیرالمؤمنین علیه السلام در نامه‌ای که برای محمد بن ابی بکر نوشت می‌گوید:

وَ لَقَدْ قالَ لی رَسولُ اللَّهِ: انّی لا اخافُ عَلی‌ امَّتی مُؤْمِناً وَ لا مُشْرِکاً، امَّا الْمُؤْمِنُ فَیمْنَعُهُ اللَّهُ بِایمانِهِ وَ امَّا الْمُشْرِک فَیقْمَعُهُ اللَّهُ بِشِرْکهِ، وَ لکنّی اخافُ عَلَیکمْ کلَّ مُنافِقِ الْجَنانِ عالِمِ اللِّسانِ، یقولُ ما تَعْرِفونَ وَ یفْعَلُ

جاذبه و دافعه علی علیه السلام، ص:157

 ما تُنْکرونَ‌ «1».

پیغمبر به من گفت: من بر امتم از مؤمن و مشرک نمی‌ترسم، زیرا مؤمن را خداوند به سبب ایمانش باز می‌دارد و مشرک را به خاطر شرکش خوار می‌کند، ولکن بر شما از هر منافق دلِ دانا زبان می‌ترسم که آنچه را می‌پسندید می‌گوید و آنچه را ناشایسته می‌دانید می‌کند.

در اینجا رسول اللَّه از ناحیه نفاق و منافق اعلام خطر می‌کند، زیرا عامه امت، بی خبر و ناآگاهند و از ظاهرها فریب می‌خورند «2»

______________________________

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۵ خرداد ۹۳ ، ۱۳:۰۳
shahr121

فیلسوفان شاگرد می‌‌سازند نه پیرو، رهبران اجتماعی پیروان متعصب می‌سازند نه انسانهای مهذّب، اقطاب و مشایخ عرفان ارباب تسلیم می‌سازند نه مؤمن مجاهد فعال.

در علی، هم خاصیت فیلسوف است و هم خاصیت رهبر انقلابی و هم خاصیت پیر طریقت و هم خاصیتی از نوع خاصیت پیامبران.

مکتب او، هم مکتب عقل و اندیشه است و هم مکتب ثوره و انقلاب و هم مکتب تسلیم و انضباط و هم مکتب حسن و زیبایی و جذبه و حرکت.

علی علیه السلام پیش از آنکه امام عادل برای دیگران باشد و درباره دیگران به عدل رفتار کند، خود شخصاً موجودی متعادل و متوازن بود. کمالات انسانیت را با هم جمع کرده بود. هم اندیشه‌ای عمیق و دوررس داشت و هم عواطفی رقیق و سرشار. کمال جسم و کمال‌ روح را توأم داشت. شب، هنگام عبادت از ماسوی‌ می‌برید و روز در متن اجتماع فعالیت می‌کرد. روزها چشم انسانها مواسات و ازخودگذشتگی‌های او را می‌دید و گوشهایشان پند و اندرزها و گفتارهای حکیمانه‌اش را می‌شنید، و شب چشم ستارگان اشکهای عابدانه‌اش را می‌دید و گوش آسمان مناجاتهای عاشقانه‌اش

را می‌شنید. هم مفتی بود و هم حکیم، هم عارف بود و هم رهبر اجتماعی، هم زاهد بود و هم سرباز، هم قاضی بود و هم کارگر، هم خطیب بود و هم نویسنده. بالأخره به تمام معنی یک انسان کامل بود با همه زیباییهایش.

جاذبه و دافعه علی علیه السلام، ص:13
۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۶ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۷:۰۶
shahr121


علی علیه السّلام از نگاه شهید مطهری

نویسنده : اسدالله‌ افشار 

فیلسوف شهیر و حکیم فرزانه، علامه شهید مطهری(ره) کتابی دارد به نام “جاذبه و دافعه علی(ع) “ این کتاب مشتمل است بر یک مقدمه و دو بخش، در مقدمه، کلیاتی درباره جذب و دفع به طور عموم و جاذبه و دافعه انسان‌هابه طور خصوص بحث شده است. در بخش اول جاذبه علی(ع) که همواره دل‌هایی را به سوی خود کشیده و می‌کشد و فلسفه آن و فایده و اثر آن، موضوع بحث قرار گرفته است. در بخش دوم، دافعه نیرومند آن حضرت که چگونه عناصری را به سختی طرد می‌کرد توضیح و تشریح شده است. استاد شهید در این کتاب ثابت نموده که علی(ع) دو نیرویی بوده است و هرکس که بخواهد در مکتب او پرورش یابد باید دو نیرویی باشد. با این مقدمه کوتاه اینک فرازهایی از دیدگاه آن شهید بزرگوار را پیرامون شناخت وی از شخصیت ملکوتی حضرت علی(ع) به صورت اختصار خواهیم آورد؛ 

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۵ ارديبهشت ۹۳ ، ۰۳:۲۸
shahr121

سیاست قرآن بر نیزه کردن

سیاست " قرآن بر نیزه کردن " سیزده قرن است که کم و بیش میان‏ مسلمین رائج است . مخصوصا هر وقت مقدس مابان و متظاهران زیاد می‏شوند و تظاهر به تقوا و زهد بازار پیدا می‏کند ، سیاست قرآن بر نیزه کردن از طرف استفاده چی‏ها رائج می‏گردد . درسهائی که از اینجا باید آموخت : الف - درس اول اینست که هر وقت جاهلها و نادانها و بی‏خبرها مظهر قدس و تقوا شناخته شوند و مردم آنها را سمبل مسلمان عملی بدانند وسیله‏ خوبی به دست 

زیرکهای منفعت پرست می‏افتد . این زیرکها همواره آنها را آلت مقاصد خویش قرار می‏دهند و از وجود آنها سدی محکم جلو افکار مصلحان‏ واقعی می‏سازند . بسیار دیده شده است که عناصر ضد اسلامی رسما از این‏ وسیله استفاده کرده‏اند یعنی نیروی خود اسلام را علیه اسلام به کار انداخته‏اند .

۲ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۰ ارديبهشت ۹۳ ، ۲۲:۱۸
shahr121



 

قانون عمومی جاذبه و دافعه

قانون «جذب و دفع» یک واقعیت روشن و فراگیر است که در سراسر نظام شگفت انگیز آفرینش به چشم می خورد و نقش تعیین کننده در پیدایش موجودات و تداوم طرح های زیبای حیات و هستی دارد.
اصل «جاذبه و دافعه» از نظر علمی در هر موجودی و در هر سیستم منظمی، و در هر ذرّه، ذرّه هستی وجود دارد که ریشه و اساس همکاری ها، تشکّل ها و تجّمع عناصرگوناگون و وحدت و هماهنگی های ضروری در پدیده هاست.
اگر ما زنده ایم،
اگر در اطراف ما هزاران پدیده حیاتی وجود دارد،
اگر حرکت زمین، و منظوه شمسی با حرکت کیهان و کهکشان های دور، هماهنگ است.
و اگر حیات و هستی، وحدت و هماهنگی سیستم ها، تداوم دارد تا حدودی به قانون «جذب و دفع» و واقعّیت «جاذبه و دافعه» مربوط می شود.
مولوی می گوید:
ذرّه ذرّه کاندر این ارض و سماست
جنس خود را همچو کاه و کهرباست
و طبیعی است اگر قانون «جذب و دفع» وجود نداشت و در اطراف کره زمین اصل «جاذبه و دافعه» با جلوه های شگفت انگیزش، موانع فراوان را از زمین دور نمی کرد حیات و پدیده های حیاتی نیز وجود نداشت.
جاذبه و دافعه، یک اصل عمومی و جهان شمول است و جلوه های گوناگون آن را می شود شناخت و شناساند.
در نهج البلاغه نیز نمونه های گویا و روشنی در این زمینه می توان ارائه کرد.
۲ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۰ ارديبهشت ۹۳ ، ۲۲:۰۱
shahr121